با این ایده مسجد تبدیل میشود به جایی برای حل مشکلات واقعی نوجوانها؛ جایی که احساس کنند اینجا «به درد زندگیشان میخورد».
هر هفته، یک موضوع واقعی از زندگی نوجوانها در مسجد مطرح میشود:
مثل استرس امتحان، فشار همسالان، اعتیاد به موبایل، تنهایی، مشکل با والدین، یا حتی بحران هویت و آینده.
مسجد برای هر مشکل، راهکار عملی میدهد. یک نفر (مربی یا طلبه جوان) گفتگو را مدیریت میکند، بچهها از تجربه میگویند، بعد یک راه عملی کوتاه و قابل انجام همانجا تمرین میشود.
نوجوان وقتی ببیند مسجد به دردش میخورد، خودش بچههای دیگر را هم میآورد. بهمرور، مسجد برای او میشود «پناهگاه فکری» نه فقط یک مکان مذهبی.
کمکم یک هویت جدید شکل میگیرد: «اگه سوال داری، بیا مسجد»

















